ابراهيم عاملي ( موثق )

279

تفسير عاملي ( فارسي )

« تَراهُمْ يَنْظُرُونَ » تا آخر 199 طبرى : مناسب با ديگر جمله ها اين است كه مقصود به اين جمله ها بتها باشند كه مىنگرند و نمىبينند ولى مجاهد گفته است : يعنى اين مشركين را مىبينى كه به تو مىنگرند و نمىبينند . « خُذِ الْعَفْوَ » 200 طبرى : مجاهد گفت : يعنى از خوى و كار مردم دنبال - گيرى و تحقيق مكن و آنچه به طور مرسوم رفتار مىكنند بپذير ، و ديگران گفته‌اند يعنى آنچه مردم مال زيادى كه دارند و گذشت از آن دشوار بر آنها نيست بپذير و اين آيه به وسيله ى آيت زكات منسوخ است ، ابن زيد گفته است : دستور پيغمبر است كه از مشركين درگذرد و بر آنها سخت نگيرد ، و مدّت ده سال در مكّه چنين رفتار ميكرد بعد از آن امر شد كه به آنها سختگيرى كند . مجمع : اين جمله فرمان است به سهل انگارى و ارفاق با مردم و مطابق آن خبر است كه نقل شده است : خداوند شخص با گذشت را دوست دارد چه چيزى بخرد يا بفروشد ، يا از كسى چيزى بخواهد يا حكمى بكند ، و روايت است كه چون اين آيه نازل شد پيغمبر معنى جمله را از جبرئيل سؤال فرمود : او گفت نمىدانم ، سپس آمد و گفت : خدا دستور مىدهد : درگذرى از آن كه به تو ستم كند و آن كه مالى با تو مضايقه كند ، تو به او ببخشى و با خويشاوندى كه قطع رابطه كند تو در برقرارى آن بكوشى . امام فخر : جعفر صادق ع فرمود : براى تربيت و اخلاق اين آيه در قرآن نظير ندارد . تفسير حسينى نوشته : « و في نفس الامر » اصول اخلاق همين است ، حكيم سنائى فرمايد : هر كه زهرت دهد به دو ، ده قند وانكه از تو برد درو پيوند « وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ » 200 روح البيان : در تيسير گفته است : عرف : يعنى تقواى براى خدا صله ى ارحام ، خوددارى از دروغ و پوشيدن چشم از ناشايست ، و نگاهدارى اعضاى بدن از ناروا .